عمل/عملی
تو کلینیک افق عمل کردم. چقدر زشت و نچسب بود. واردش شدم اصلا خوشم نیومد اما دیگه رفته بودم . حدودای ۸ رفتم توی اتاق عمل .همون یارو که تو اسانسور دیدیمش دکتر بیهوشی بود . چقدرم نچسب و زشت بود گفتم موضعی که نمیزنی ؟ گفت میترسی ؟ گفتم خاطره بد دارم
خلاصه با کان پاره اومدیم خونه اولاش درد و تهوع و دلپیچه بعد شد درد و درد و خونریزی. الان دو روز گذشته و همچنان درد و هیشکی نمیفهمه که بابا این تخت گوشه اتاق برای استراحته نه تی وی روشن کنن بالا سرت و بگن بزن ستایش ببینیم اونم ساعت ۱۱ شب
مادر شوهر چی میگه این وسط ؟ الان نوه براش اوردم که هی میاد ؟
قرار شد شل کنم قرار شد بپذیرم چرا هنوز نمیشه ؟ چرا باید شکل چیزی بشم که اونان و من نیستم ؟
من ادم جمع نیستم